تبلیغات
گروه جهادی بسیج دانشجویی دانشگاه پیام نور ورامین - از همونایی که روش خط های رنگی داره؟!!
جمعه 24 دی 1389

از همونایی که روش خط های رنگی داره؟!!

   نوشته شده توسط: دانشجوی جهادگر    نوع مطلب :خاطرات ،

من از صحبتهایش "هیس" اولش با تشدید سین را متوجه شدم و نیز لحنش که می رساند جمله ای از این دست که "برو گم شو خونه" را گفته است.
برادر کوچکتر نگاه همیشگی اش که شرم آمیخته به نشاط کودکی مشخصه اش بود به نشانه ی خداحافظی به من انداخت، و دیگر نگاه برادر بزرگتر را معطل نگذاشت.
ولی کار به خیال خودشان از کار گذشته بود. آنها که ریزترین مسائل زندگی شان را در این مدت با لهجه ی نه چندان سلیس عربی به ما گفته بودند، مگر می توانستند این را بپوشانند؟
با دنیایی شرمساری و خجالت از این کرده ی برادر کوچک، توضیح داد که او در فلان محل که زباله ریخته میشود، قطعات الکترونیک_ که او نمیدانست دقیقا چه عنوانی بر این قطعه های ریز بگذارد_ را پیدا میکند و لامپ های کم مصرف خانه شان را پس از سوختن تعمیر میکند.
من هم با سؤالاتی از این دست همراهی شان میکردم: "از همونایی که روش خط های رنگی داره؟ "
از چهره ی برادر بزرگتر و پدرشان که ساکت در کنارمان ایستاده بود می شد خواند که دوست دارند زمین دهان باز میکرد و به درون آن می غلطیدند و این سرافکندگی(!) را تجربه نمیکردند.
بهانه ای تراشیدم و به جمع دوستان مشغول کارمان برگشتم.

   بچه های خونگرم روستای بیت کوار / شهرستان هویزه

شب بعد از شام و پس از آرام شدن هیاهوی همیشگی اسکان بچه ها، به حیاط مدرسه رفتم.
صدای سگها هر از چند گاهی آرامش بخش من بودند و دوری مان را از آلودگی شهر یادآوری میکردند.

با خود میگفتم

ای کاش می توانستم به این کودک بگویم که در شهر به مخلوط کردن پودر آماده ی کیک و قرار دادن آن داخل فر از روی کتاب آشپزی توسط دختران 18 ساله، افتخار میکنند.
ای کاش می توانستم بگویم که در شهر به لحیم کردن 3 قطعه ی الکترونیکی روی بورد از روی نقشه در کلاسهای آموزشگاه افتخار میکنند.
ای کاش می دانست که در شهر کلی پول خرج می کنند و گواهی حضور در سمیناری را آرشیو می کنند که از اول تا به آخرش در باب نقش خلاقیت در الگوهای جدید توسعه سخن می رانند و مدرس کاملا محترم آن در برنامه ی وزین تلوزیونی "چگونه ماشین شویم" نیز شرکت میکند!

ای کاش این "حس سر افکندگی" را در این پدر  چاره ای بود.